حضور حضرت آیت الله فاضل در برنامه ضیافت شبکه قرآن جهت گرامیداشت یاد و خاطره حضرت آیت الله کوهستانی Reviewed by Momizat on . حضرت استاد در برنامه ضیافت در بیان زندگی و شخصیت حضرت آیت الله کوهستانی فرمودند: تحصیل آیت الله کوهستانی آیت الله کوهستانی در ابتداف تحصیل حوزوی را در مشهد آغاز حضرت استاد در برنامه ضیافت در بیان زندگی و شخصیت حضرت آیت الله کوهستانی فرمودند: تحصیل آیت الله کوهستانی آیت الله کوهستانی در ابتداف تحصیل حوزوی را در مشهد آغاز Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » بیانات » حضور حضرت آیت الله فاضل در برنامه ضیافت شبکه قرآن جهت گرامیداشت یاد و خاطره حضرت آیت الله کوهستانی

حضور حضرت آیت الله فاضل در برنامه ضیافت شبکه قرآن جهت گرامیداشت یاد و خاطره حضرت آیت الله کوهستانی

حضرت استاد در برنامه ضیافت در بیان زندگی و شخصیت حضرت آیت الله کوهستانی فرمودند:

تحصیل آیت الله کوهستانی
آیت الله کوهستانی در ابتداف تحصیل حوزوی را در مشهد آغاز کردند. بعد از اتمام سطحف بعد هفت سال عازم بابل، تنها حوزه علمیه شمال ایران، شدند. چهار سال دروس خارج فقه و اصول را در بابل خواندند، خدمت حاج شیخ ملاصالح مازندرانی اصول وخدمت برادر بزرگش شیخ علامه علی حائری فقه. تقریبا در سال ۱۳۰۰هجری به نجف مهاجرت کردند. که خدمت علمای بزگ آن روز نجف، آیات عظام نائینی، آقا ضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی، حدود ۸ سال دروس خارج را فرا گرفتند و با رسیدن به مراتب عالیه مرتبه اجتهادی و به کوهستان برگشتند.
پس از بازگشت به کوهستان مقدمات شروع بهترین خدمت به علما و طلاب، یعنی تاسیس حوزه را آغاز کردند. در آن زمانی که حوزه ممنوع بود و بسته شده بود و مشهد مسجد گوهرشاد بسته شده بود، ایشان طلاب را در خانه خودش پناه داد. این پناهندگی مقدمه‌ای برای تاسیس یکی از بهترین حوزه‌های علمیه ایران شد. از سال ۲۰ به بعد در خانه خود اتاق‌هایی را برای طلبه‌ها ساخت.
در وابستگان مربوط به آیت الله کوهستانی هیچ کس با سابقه‌تر از من نیست حتی فرزندان و دامادها، چرا که ارتباط خانوادگی با همدیگر داشتیم. ایشان به به قول من با پدرم هم پیاله بودند.

شخصیت آیت الله کوهستانی
آیت الله کوهستانی مصداق حقیقی این آیه قرآ بودند: و من المومنین رجال صدقوا اما عاهدو الله علیه. ایشان در قضیه‌های فرهنگی و علمی صادقانه با خداوند عهد کردند. عدد کمی از مومنین مردانی هستند که صادقانه به آنچه پیمان بستند عمل کردند.
در رسیدن به کمال ما سه مرحله داریم:
۱٫ تقوا: ترک حرام معلوم
۲٫ ورع : ترک حرام مشکوک
۳٫ زهد : ترک حلال معلوم
تقوا ده‌ها بار در قرآن آمده ولی ۱ بار هم ورع در قرآن نیامده است و آن هم به خاطر سنگینی عمل به ورع است و هر کسی از عهده آن بر نمی‌آید. ولی در احادیث و سنت آمده است.
با توجه به معنای ورع است که از ما خواسته‌اند: اعینونی بالورع. نگاهی که شک داری حرام است نگاه نکن، غذایی که شک داری و موسیقی که احتمال حرام می‌دهی ترک کن.

ورع آیت الله کوهستانی
من متولد در متن حوزه‌ام. در نجف اشرف به دنیا آمده‌ام. در اثر شرایطی که داشتم با مراجع ارتباط نزدیک وخانوادگی داشتم. آیت الله حکیم، خوئی ،شاهرودی و … . اگر من بگویم ندیدم کسی مانند آیت الله کوهستانی ورع داشته باشد باور کنید. کسی دیگر هم ندید.
در ورع کسی مانند آیت الله کوهستانی ندیدم. به عنوان نمونه خوراک مشکوک نمی‌خورد و لباس مشکوک نمی‌پوشید. خوراک فقط از زمینی که از پدرش برای او ارث رسیده بود می‌خورد. نان فقط از گندم زمین خودش می‌خورد . نان حلال و برنج حلال بود و به همه می‌داد. پوشاک جز از پنبه زمین پدرش نمی‌پوشید. پنبه زمین خودش را می‌رسیدند و کرباس درست می‌کردند و از آن عبا و قبا و عمامه و …. تهیه می‌کردند.
عبای کرباسی خنک است و در سرمای زمستان نمی‌شود پوشید. وقت نماز عبای پشمی را در می‌آوردند و عبای کرباسی می‌پوشیدند.
حمام کوهستان برایش شک و شبهه داشت در آن زمان در خانه خودش حمام ساخت.

زهد
زهد به معنی ترک حلام معلوم است. آیت الله کوهستانی پول داشت ولی در خانه‌اش را فرش نمی‌کرد. خانه‌اش فقط حصیر بود. افراد معروف به خانه‌اش می‌آمدند . معروف است شاهنشاه آریا مهر به صورت ناشناس آمده بود. حصیر بود و بس. خانه‌اش از گِل ساخته شده بود و  آن را گچ‌کاری نکرد و در و پنجره آن را  آلومنیومی و آهنی نکرد.

تقوا
تقوا به معنی ترک حرام معلوم است. ایشان مکرر گفت: من پیش اعضای بدنم شرمنده نیستم. یعنی اینها در روز قیامت نمی‌توانند علیه من شهادت بدهند. چشم نمی‌گوید که به نا محرم نگاه کردم زبان نمی‌گوید دروغ و غیبت گفته باشم. گفت در دوران زندگی اعضای بدن هیچ گناهی از من ندیدند. من ندیدم و سراغ ندارم در قسمتی از اعمال و رفتار ایشان مثل ایشان کسی بوده باشد.

تعظیم به سادات و علما
یکی از دامادهای ایشان سید است. نوه ایشان وقتی می‌خواست به قم برود به نزد ایشان آمدند تا خداحافظی کند. آیت الله کوهستانی، او را با اینکه نوه‌شان بودند احترام گذاشتند و بدرقه کردند. ایشان را مورد سرزنش قرار دادند که چرا این قدر احترام می‌کنند. گفتند سید است.
در احترام به استاد نیز، خود ایشان همیشه نام علمای بزرگ نجف را با لفظ آقا همراه می‌کردند ولی استاد خویش را جناب فاضل خطاب می‌کردند. و می‌گفتند او استاد من است.

تصرف در وجوهات شرعی و بیت المال
ایشان در همه جای مازندران طلبه داشتند. اگر وجوهاتی می‌آوردند ایشان یا نمی‌گرفتند یا اگر می‌گرفتند خرج خانه و حوزه و طلبه‌هایش هم نمی‌کردند.
شخصی به نام حاج حاتم کوهستانی ۱۰ تومان به آیت الله کوهستانی داد و گفت سهم امام است. ایشان این مقدار را خرج پرچین مدرسه کرد تا سگ و گربه وارد نشوند.
در مورد حضرت علی (علیه السلام) هم این وارد شده است. اهل تسنن می‌گویند که دو نفر نزد حضرت علی (علیه السلام) آمدند برای صحبت کردن یکی عمرو عاص و طلحه و زبیر. ایشان چراغ بیت المال را خاموش کردند چرا که صحبتشان با آنها خصوصی بود. حضرت علی (علیهل السلام) که اینگونه بود چرا پیروانش از او تأسی نجویند.

مراقبت
من در اتاق ایشان بودم و می‌خوابیدم. شب تا صبح وقتی از پهلوپی به پهلویی دیگر می‌چرخیدند الله می‌گفتند.

سخاوت
آیت الله کوهستانی خیلی سخاوت داشتند، همه‌اش هم از مال خودش نه ار بیت المال و وجوهات و مال مردم. کم خرج می‌کردند. ناهار فقط آش می‌خوردند. روزهای جمعه با اتوبوس و مینی‌بوس مردم برای دیدن ایشان می‌آمدند ایشان اصرار می‌کردند که ناهار بمانند و به همه آنها غذا می‌دادند. لذا سخاوت ایشان حد و مرز نداشت.
ایشان نماز را بسیار طولانی می‌کردند لذا هنگام نماز عشاء فقط من و جعفر دایی پشت سر ایشان بودیم. یک شب پس از نماز عشاء و هنگام خروج از مسجد دید در محوطه حیاط مسجد گداهایی هستند و دارند غذا می‌خورند. آنها به آیت الله کوهستانی برای غذای خود تعارف کردند. آقا تشکر کرد. و رفت، وقتی به منزل رسید چراغ دستی را به جعفر دایی داد و به دنبالشان فرستاد تا آنها را به خانه برای شام بیاورد.

چند نکته پایانی
خداوند فرزند پسر به ایشان داد. می‌گفت به خدا گفتم اگر به من پسر بدهی اسمش را اسماعیل می‌گذارم. چون حضرت ابراهیم هم در سن ۹۰ سالگی صاحب فرزند شد و نام آن را اسماعیل گذاشت.

هیچ گاه کار بدی انجام نمی‌داد. بد نمی‌گفت  و نمی‌کرد. لفظ آن را هم استفاده نمی‌کرد. اگر استخاره می‌کرد نمی‌گفت بد است، می‌گفت خوب نیست. اگر طلبه‌ای اشتباه می‌کرد گوشش را می‌کشید و می‌گفت کار خوبی نکردی.

آیت الله کوهستانی هیچ وقت چهر زانو نمی‌نشستند. می‌گفت شبی در در خواب دیدم که کسی به من گفت همه کارت خوب است غیر از چهار زانو نشستن. از آن پس دیگر چهارزانو ننشستم.

به کسی امر نمی‌کرد. اگر برقی لازم بود خاموش شود می‌گفت: این چراغ با تو کار دارد یا می‌گفت: این چراغ خاموش می‌شود. اگر آب می‌خواست می‌گفت کسی هست که بتواند آب بیاورد.

ما باید اینها را رواج دهیم. البته این مقدار کم است. کتابی هم در این موضوع چاپ شده است که «بر قله پارسایی» نام دارد.

درباره نویسنده

طلبه فاضل

بسم الله الرحمن الرحیم / از اینکه اوقات خود را در این سایت سپری می کنید خوشحالیم. ان شاالله توانسته باشيم آنچه كه ازما انتظار داريد دراختيار شما گذاشته باشيم. همچنین شما می توانید با نظرات خود ما را خوشحال کنید.

تعداد نوشته ها : 246

ارسال یک دیدگاه

© تمامی حقوق این سایت متعلق به مدرسه علمیه فیضیه مازندارن می باشد توسط بیگ تم

بازگشت به بالا